تبليغاتX
رقص با هستی

رقص با هستی

پیرامون حکمت (مشاء ،اشراق،متعالیه،عرفان و...)


فلسفه اشراق از سده ششم بروز یافت. کندی (م260)،فارابی (م339) ابن سینا (م428) فلاسفه بزرگ اسلامی قبل از سهروردی (م 587) اند. فلسفه رایج پیش از اشراق مشاء بوده است .مشاء با آثار بوعلی شناخته و منتشر شد . وی آموزه های پیشین را با اضافات و نوآوری ها سامان بخشید و تمام فلسفه های دیگر را به خضوع واداشت . اما پس از گذشت یک قرن آثار بی میلی به مشاء رخ نمود .می توان قرن ششم را سده ی رویگردانی از مشاء نام نهاد . منتقدان مشاء با هجمه های فراوان موجب انزوای آن شدند . عرفا ،متکلمین ، فقها و ظاهر گرایان و حتی مکاتب فلسفی دیگر در نقد مشاء می کوشیدند. غزالی (505) با تهافت الفلاسفه ، شهرستانی(548) با مصارع الفلاسفه ، فخر رازی(586) با شرح اشارات و المحصل و ابو البرکات بغدادی (547) با معارضه هایش با مشاء به جنگ فلسفه بوعلی برخاستند. و شیخ اشراق نیز با گرایش فلسفی خاص در مقابل مشاء ایستاد .همه ی این تقابل ها در اواخر قرن پنجم و در فرن ششم رخ داد و اگر پاسخ گویی خواجه نصیر در قرن هفتم نبود ،مشاء دیگر  سر بلند نمی کرد . وی با نقد المحصل و شرح الاشارات مشاء را احیا کرد .

سهروردی در دوران افول مشاء ظهور کرد و با رویکردی فلسفی به مبارزه با آن پرداخت و در زمان کوتاهی مکتبی نو بنیان نهاد . فلسفه اشراق به معنای سهروردی و آثار اوست و کسی بارزتر از او در این فلسفه نبوده است . شهرزوری و قطب الدین شیرازی و... صرفا شارحان اشراق بوده اند . این فلسفه با تمام عظمتش منحصر در سهروردی است . اگر چه سخن شارحان در فهم مقصود مفید است .

زندگی سهروردی
  نام وی شهاب الدی یحیی ابن جبش ابن امیرک سهروردی است .متولد 549 است و در سی و هشت سالگی در گذشت . سهرورد نزدیک زنجان شخصیت های مهم دیگری را پرورش داده است .نجیب الدین سهروردی عارف و دیگری صاحب عوارف المعارف ،شهاب الدین عمر سهروردی . صاحب عوارف المعارف معاصر سهروردی بوده .گاهی با شیخ اشراق اشتباه گرفته می شود و حتی برخی عوارف المعارف را به شیخ اشراق نسبت داده اند. وجود چنین شخصیت هایی سابقه عرفانی سهرورد را نشان می دهد که  احتمالا در شخصیت سهروردی موثر بوده است .
  در کودکی در مراغه تحصیل کرده است .سپس به حوزه پرشور اصفهان می رود و نزد ظهیر الدین فارسی تلمذ می کند و مشاء را فرا می گیرد و از حامیان سرسخت آن بوده است . " و صاحب هذه الاسطر کان شدید الذب عن طریقة المشائین فی انکار هذه الاشیاء عظیم المیل الیها و کان مصرا علی ذلک لولا ان رای برهان ربه"(حکمةالاشراق156).می توان حدس زد این دوران تا حدود بیست و دو سالگی بوده است . فخر رازی نیز در همین مدرسه بوده است ولی دلیلی بر هم درس بودن آن ها نیست . از بیست و پنج سالگی تمایل به عرفان در وی هویدا می شود (احتمالا از اول چنین تمایلی داشته است .اگرچه شاهدی در دست نیست .) . بخشی از این تحول را در حکایت منامیه شرح می دهد . "کنت زمانا شدید الاشتغال کثیر االفکر و الریاضه و کان یصعب علی مسالة العلم ..."(مطارحات 70) در حالتی منامیه ارسطو را می بیند و از او سوالاتی دارد و جواب هایی می شنود که زمینه ساز فلسفه اشراق بوده است . و آرام آرام از مشاء فاصله گرفت . بعد از تحصیل در سیر و سفر به جستجوی  مشایخ صوفیه می پردازد ."و اکثر عمری فی الاسفار و الاستخبار و التفحص عن مشارک مطلع و لم اجد من عنده من علوم شریفه....(مطارحات 505)
ادامه دارد
+ نوشته شده در  ساعت   توسط  موسوی  |